شيخ حسين انصاريان

10

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

انسان به همان‌گونه كه براى پوشش ظاهر خود ، دست به انواع فعاليت‌هاى مادى مىزند و براى آرايش ظاهر خود به وسيلهء لباس از انواع محصولات طبيعى استفاده مىكند و عريان بودن ظاهر را از لباس براى خود بسيار زشت مىداند ، بايد براى لباس معنوى خود بيش از آن‌كه براى ظاهر خود مىكوشد ، تلاش كند . جسم در ميدان حيات انسان به منزلهء مركب و روح عالى انسانى - كه از عالم الهى است - به منزلهء راكب است . جسم براى انسان به منزلهء يك نقطهء محدود بيش نيست ، ولى روح براى انسان عالمى است بىمنتها و جهانى است گسترده‌تر از جهان ظاهر . فعاليت انسان براى جسم بايد در حدّ عفاف و كفاف و در محدودهء قناعت باشد ، ولى براى عظمت و اعتلاى روح بايد حريصانه كوشيد و تا لحظهء آخر عمر به دريا دريا سرمايهء معنوى قناعت نكرد . چه بدبخت و بيچاره و پست‌اند آن آدميان و انسان‌هايى كه در امور معنوى به حداقل برنامه و گاهى به كمتر از حداقل يعنى به نماز و روزهء واجب قناعت كرده ، ولى در امور مادى براى خود مرز توقفى نمىشناسند ! چون صبح از خواب سنگين جسم برمىخيزند ، براى به دست آوردن ثروت و تكاثر آن ، از تمام وجود مايه مىگذارند و نيمهء شب با آن‌كه در روز بيش از خرج چند سال خود و اهل و عيال خويش را به دست آورده‌اند ، بدون آرامش دل به خانه باز مىگردند و با حرص هرچه تمام به آرزوى رسيدن صبح‌اند ، تا دوباره به ثروت مادى هجوم برده و از راه حرام و غصب و سرقت و پايمال كردن حقوق ديگران بر ثروت بيفزايند ! ! اين گرسنگان سفرهء مادى كه اگر همهء جهان را در اختيار آنان بگذارند ، سير نمىشوند ، با پر شدن دهانشان از خاكِ گور به قناعت دست مىيابند و آنجاست كه